یک گرم طلا؛ ۲۴ میلیون تومان، یک ماه حقوق؛ ۲۰ میلیون تومان!
کارگر ۲۴ – یک گرم طلا ۲۴ میلیون تومان شده و حقوق یک ماه یک کارگر حدود ۲۰ میلیون تومان؛ یعنی دستمزد یک ماه کار، حتی به قیمت یک گرم طلا هم نمیرسد.
گاهی فقط شنیدن یک عدد کافی است تا آدم چند لحظه به زندگی خیره بماند…
این سقوط لحظهای دستمزد در برابر طلا، دلار و قیمت کالاها، فقط یک عدد اقتصادی نیست؛ بخشی از امید آدمها را با خودش پایین میکشد.
با شنیدن این خبرها، ناامیدی آرامآرام در تنمان جاری میشود. دلمان میخواهد باور کنیم همه اینها فقط یک خواب است؛ کاش صبح از خواب بیدار میشدیم و میگفتیم: «خیال بود… همه این گرانیها و نگرانیها فقط یک شوخی بود.» چقدر دلمان برای دهه ۸۰ تنگ شده…
برای روزهایی که شاید زندگی آسان نبود، اما اینقدر سنگین هم نبود. دغدغهها کوچکتر بودند. آدمها بیشتر برای هم وقت داشتند. صمیمیت بود، احساس بود، دلسوزی و انسانیت بیشتر به چشم میآمد.
حالا اما قیمتها لحظهای بالا میروند و ما مجبوریم مثل یک ربات، از صبح تا شب کار کنیم؛ بدویم، بدویم و باز هم از زندگی عقب بمانیم. آنقدر خستهایم که دیگر رمقی برای یک گپ ساده با خانواده، یک دورهمی با دوستان یا حتی چند دقیقه نشستن و فکر نکردن به فردا نداریم.
مسئله فقط گرانی نیست؛ مسئله این است که گرانی دارد از ما وقت، آرامش، جوانی و حتی حوصله زندگی کردن را میگیرد.
آیا روزی میرسد که دوباره دغدغهمان چیزهای کوچکتری باشد؟ اینکه آخر هفته کجا برویم، چه غذایی درست کنیم، با دوستانمان کجا قرار بگذاریم یا برای خانوادهمان چه هدیهای بخریم؛ نه اینکه هر صبح با نگرانی قیمت دلار، طلا، اجارهخانه و سفرهای که هر روز کوچکتر میشود، از خواب بیدار شویم؟
کاش دوباره روزهایی برسد که زندگی فقط تلاش برای زنده ماندن نباشد.
کاش دوباره آدمها فرصت کنند زندگی کنند، نه اینکه فقط برای تأمین هزینههای زندگی، تمام عمرشان را کار کنند. کاش این همه فشار فقط یک خواب بود… کاش بیدار میشدیم و میفهمیدیم هنوز همان روزهای ساده و صمیمی گذشته است.
دیدگاهتان را بنویسید