1405-06-17 | 14:37
42472
0

یک شانه تخم‌مرغ گران‌تر از دستمزد روزانه کارگر شد

در حالی قیمت یک شانه ۳۰ عددی تخم‌مرغ، پیش از اعمال افزایش جدید قیمت تولیدکننده، به حدود ۶۲۰ هزار تومان رسیده است که دستمزد روزانه کارگران مشمول قانون کار ۵۵۴ هزار تومان تعیین شده است؛ مقایسه همین دو عدد نشان می‌دهد که یک کارگر حتی با دستمزد یک روز کامل کاری نیز توان خرید یک شانه تخم‌مرغ را ندارد.

به گزارش کارگر ۲۴؛ «در یکی از استاسیون‌ها، دختری خوش‌رو کاسه‌ی تخم مرغ پخته جلو من آورد. التماس می‌کرد این‌ها را بخر! از وضع حرکاتش معلوم بود که پولش را لازم دارد، خریدم. قریب بیست دانه بود. دو عدد از آن‌ها را خوردم و مابقی را به همراهان تعارف کردم. اغلب قبول می‌کردند و بعضی می‌گفتند پولش چند می‌شود، بدهیم. یکی از آن‌ها انگلیسی می‌دانست. گفتم به آن‌ها بگویید اولاً این‌ها را من رعایتاً خریدم. ثانیاً در مملکت ما ایران، تخم مرغ یکی یک‌پول است… خوراکی در ایران ابداً شانی ندارد و به حدی فراوان و ارزان است که اکثر از مردمانِ بی‌بضاعت در سال، پول برای خوراکش نمی‌دهد که همه جا سفره گسترده است…».

ابراهیم صحاف‌باشی، از نخستین ایرانیانی بود که به دور دنیا سفر کرد. او طولانی‌ترین سفر خود به گرد جهان را در ۲۳ اردیبهشت ۱۲۷۶ خورشیدی، حدود ۱۴۰ سال پیش، با اجازه مظفرالدین‌شاه قاجار از بندر انزلی آغاز کرد و حدود هشت ماه و نیم بعد، از طریق مرزهای جنوب شرقی به ایران بازگشت.

صحاف‌باشی مشاهدات خود از این سفر را با زبانی شیرین و جذاب به نگارش درآورده است. آنچه در مسیر برلین توجه او را به خود جلب کرده بود، ارزشمند بودن چند دانه تخم‌مرغ برای همراهان فرنگی‌اش بود؛ موضوعی که در نگاه او با فراوانی و ارزانی مواد غذایی در ایران آن زمان تفاوتی آشکار داشت.

گرانی‌های اخیر

حدود ۱۴۰ سال بعد، همان تخم‌مرغی که زمانی کالایی ارزان و در دسترس محسوب می‌شد، اکنون به کالایی گران برای بخش قابل توجهی از جامعه تبدیل شده است؛ به‌گونه‌ای که قیمت یک شانه تخم‌مرغ از دستمزد روزانه یک کارگر بیشتر شده است.

دوشنبه ۱۶ شهریورماه، قیمت تخم‌مرغ بار دیگر افزایش یافت. نرخ فروش تخم‌مرغ فله درب کارخانه از ۲۰۰ هزار تومان به ۲۲۵ هزار تومان برای هر کیلوگرم رسید؛ یعنی نرخ پایه تولید ۱۲.۵ درصد افزایش پیدا کرد. این افزایش هنوز به‌طور کامل در تمام بسته‌های فروشگاهی اعمال نشده، اما نشانه‌ای از افزایش فشار هزینه در ابتدای زنجیره تولید است.

در بازار مصرف، شانه‌های ۳۰ عددی تخم‌مرغ از حدود ۴۹۶ هزار و ۶۲ تومان تا حدود ۶۲۰ هزار تومان به فروش می‌رسد.

در چنین شرایطی، یک شانه تخم‌مرغ ۶۲۰ هزار تومانی، پیش از اعمال کامل افزایش قیمت تولیدکننده، از دستمزد روزانه ۵۵۴ هزار تومانی کارگر بیشتر است. به این ترتیب، کارگری که یک روز کامل هشت ساعت کار می‌کند، حتی با دستمزد همان روز نیز توان خرید یک شانه ۳۰ عددی تخم‌مرغ را ندارد.

با انتقال افزایش ۱۲.۵ درصدی قیمت درب کارخانه به بازار مصرف، احتمال افزایش بیشتر قیمت تخم‌مرغ وجود دارد؛ به‌گونه‌ای که قیمت یک شانه ممکن است به محدوده ۷۰۰ تا ۸۰۰ هزار تومان برسد؛ رقمی معادل دستمزد حدود یک‌ونیم روز یک کارگر حداقل‌بگیر.

اما مسئله معیشت کارگران تنها به تخم‌مرغ محدود نمی‌شود. بسیاری از کالاهای خوراکی در بازه یک‌ساله منتهی به تیر و مرداد امسال، افزایش قیمت قابل توجهی داشته‌اند و داده‌های مرکز آمار نیز از تورم نقطه‌به‌نقطه بالای خوراکی‌ها حکایت دارد.

در هفته‌های اخیر نیز افزایش نرخ دلار به بالای ۲۲۰ هزار تومان، موج جدیدی از افزایش قیمت را در بازار کالاهای اساسی ایجاد کرده است. همزمان با اجرای افزایش جدید قیمت بنزین، نگرانی‌ها درباره ایجاد موج تازه‌ای از تورم در بازار کالاهای اساسی افزایش یافته است.

بررسی‌های میدانی نیز از افزایش قیمت برخی اقلام ساده سفره کارگران حکایت دارد. برای نمونه، قیمت نان بربری کنجدی که پیش از شهریورماه در مرکز تهران حدود ۲۵ هزار تومان بود، در روزهای میانی شهریور به حدود ۳۵ هزار تومان رسیده است.

در چنین شرایطی، نان و تخم‌مرغ که از ساده‌ترین اقلام سفره خانوار محسوب می‌شوند، برای کارگری که حدود ۲۰ میلیون تومان در ماه درآمد دارد، به کالاهایی پرهزینه تبدیل شده‌اند؛ کارگری که باید با همین درآمد محدود، هزینه‌های یک ماه زندگی خود و خانواده‌اش را تأمین کند.

مسئله فقط نبود کالا نیست

در سال‌های اخیر، افزایش مداوم قیمت کالاهای اساسی در کنار رشد ناکافی دستمزدها، به گسترش پدیده «شاغلان فقیر» منجر شده است؛ افرادی که با وجود اشتغال، بیمه و کار روزانه، توان خرید بسیاری از کالاهای ضروری، حتی اقلام غذایی، را ندارند.

در واقع، مسئله امروز صرفاً «وجود کالا» نیست؛ کالا در فروشگاه‌ها و بازار وجود دارد، اما قدرت خرید برای دسترسی به آن کاهش یافته است.

خسرو رنجبری، فعال صنفی بازنشستگان کارگری، در این باره می‌گوید: قحطی فقط به این معنا نیست که کالا در فروشگاه و بازار وجود نداشته باشد؛ گاهی کالا وجود دارد، اما مردم قدرت خرید آن را ندارند. امروز برای بخش بزرگی از جامعه، عملاً غذا و دارو در دسترس نیست. وقتی قیمت یک شانه تخم‌مرغ بیشتر از دستمزد روزانه یک کارگر است، گفتن اینکه «کالا به وفور وجود دارد» نمی‌تواند بیانگر واقعیت معیشتی جامعه باشد.

وی ادامه می‌دهد: در قحطی سنتی، کالا وجود نداشت و مردم امکان خرید نداشتند؛ اما در «قحطی نوین»، کالا در بازار وجود دارد، ولی قیمت آن به اندازه‌ای افزایش یافته که بخش بزرگی از مردم توان خرید آن را ندارند.

رنجبری می‌افزاید: بنابراین، مسئله فقط «وجود کالا» نیست؛ مهم‌تر از آن، قدرت خرید مردم و امکان دسترسی واقعی آنها به کالاهاست. با درآمد ماهانه ۱۶ تا ۲۰ میلیون تومان، چه میزان از نیازهای یک خانوار را می‌توان تأمین کرد؟

این فعال صنفی بازنشستگان کارگری همچنین با اشاره به کاهش تعداد تراکنش‌های بانکی مردم و پایین بودن مبلغ بخش قابل توجهی از این تراکنش‌ها، خواستار توجه بیشتر مسئولان به کاهش قدرت خرید جامعه شده است.

وی تأکید می‌کند: قحطی را فقط با موجودی انبارها نمی‌سنجند؛ قدرت خرید مردم نیز بخشی از چرخه دسترسی به کالا است. مسئولان باید امنیت غذایی مردم را تأمین کنند، اما تصمیمات اقتصادی نامناسب می‌تواند فشار بیشتری بر اقشار فرودست و طبقه متوسط وارد کند.

امروز مزدبگیران توان دسترسی به بخشی از کالاهایی را ندارند که در قفسه فروشگاه‌ها به وفور یافت می‌شود؛ مسئله، نبود کالا نیست، بلکه نبود قدرت خرید کافی برای تهیه آن است.

قحطی مواد غذایی در سفره و یخچال خانوارهای کم‌درآمد، نتیجه مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی است که بر معیشت کارگران و مزدبگیران فشار وارد کرده است. کالایی مانند تخم‌مرغ که حدود ۱۴۰ سال قبل در روایت صحاف‌باشی، ارزان و فراوان توصیف شده بود، امروز به کالایی تبدیل شده که قیمت یک شانه آن از دستمزد یک روز کارگر بیشتر است.

این مقایسه تاریخی، بیش از هر چیز تصویری روشن از سقوط قدرت خرید و دشوارتر شدن تأمین نیازهای اولیه زندگی برای کارگران و مزدبگیران ارائه می‌دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *