ببینید؛ حرکت تحسینبرانگیز یک کارآفرین برای کارگران شهرداری
یک کارآفرین در صفحه خود نوشت: امروز از پنجره دفترم دیدمش… کارگر خستهای که روی زمین خوابیده بود.
نمیدونم چرا اما دلم گرفت… رفتم کوسن دفترم رو براش بردم، پولی هم که همراهم بود بهش دادم. نه برای اینکه کسی ببینه… فقط برای
این که این حس خوب رو گسترش بدم. گاهی قشنگترین اتفاق روز، همین لبخند آروم روی صورت یه غریبهست.
دیدگاهتان را بنویسید