انفجار قیمتها و سقوط دستمزد/ حقوق کارگر از قیمت یک گرم طلا هم عقب افتاد!
بازار طلا، ارز و سکه در حالی رکوردهای تازهای را تجربه میکند که حداقل دریافتی یک کارگر بدون سابقه، پس از کسر حق بیمه، حدود ۲۰ میلیون تومان است؛ فاصلهای که عمق کاهش قدرت خرید دستمزد و شکاف میان درآمد کارگران و قیمت داراییها را به رخ میکشد.
به گزارش کارگر ۲۴، افزایش قیمت طلا، دلار و سکه بار دیگر بحث جدی درباره قدرت خرید خانوارهای کارگری و ارزش واقعی دستمزدها را داغ کرده است.
بر اساس قیمتهای مورد اشاره در بازار، هر گرم طلا از مرز ۲۱ میلیون تومان عبور کرده، دلار در محدوده ۱۹۲ هزار تومان قرار گرفته و قیمت سکه وارد کانال ۲۰۸ میلیون تومان شده است.
در سوی دیگر، حداقل دریافتی یک کارگر حداقلبگیر بدون سابقه، با احتساب کسر حق بیمه، حدود ۲۰ میلیون تومان است؛ رقمی که مقایسه آن با قیمت طلا، سکه و ارز، تصویری روشن از فشار اقتصادی بر نیروی کار ارائه میدهد.
یک ماه کار؛ کمتر از قیمت یک گرم طلا!
شاید جنجالیترین بخش ماجرا همین مقایسه باشد؛ دریافتی ماهانه یک کارگر حداقلبگیر تقریباً در محدوده قیمت یک گرم طلا قرار گرفته است.
یعنی کارگری که یک ماه کامل کار میکند، اگر تمام دریافتی خود را کنار بگذارد، تقریباً تنها میتواند معادل یک گرم طلا خریداری کند؛ آن هم بدون در نظر گرفتن هزینههای مسکن، خوراک، درمان، حملونقل، آموزش و سایر مخارج ضروری زندگی.
این در حالی است که قیمت یک سکه ۲۰۸ میلیون تومانی، بیش از ۱۰ برابر دریافتی ماهانه یک کارگر حداقلبگیر است و خرید حتی یک سکه برای چنین کارگری، عملاً به پسانداز بیش از ۱۰ ماه دستمزد کامل نیاز دارد؛ آن هم به شرطی که در این مدت حتی یک تومان از درآمد خود را خرج نکند.
دلار ۱۹۲ هزار تومانی؛ دستمزد کارگر چند دلار میارزد؟
قیمت دلار در محدوده ۱۹۲ هزار تومان نیز تصویر دیگری از کاهش ارزش دستمزد ارائه میکند. با دریافتی حدود ۲۰ میلیون تومان، درآمد ماهانه یک کارگر حداقلبگیر در این مقیاس، حدود ۱۰۴ دلار خواهد بود.
این اعداد تنها یک مقایسه ساده میان بازار و دستمزد نیستند؛ بلکه نشان میدهند وقتی قیمت کالاها و داراییها با سرعت بیشتری از دستمزد رشد میکند، افزایش اسمی حقوق لزوماً به معنای افزایش قدرت خرید نیست.
کارگران از تورم جا میمانند؟
مسئله اصلی برای جامعه کارگری تنها رقم فیش حقوقی نیست؛ قدرت خرید واقعی است.
اگر دستمزد هر سال افزایش پیدا کند اما قیمت کالاهای اساسی، مسکن، طلا، ارز و سایر هزینههای زندگی با سرعت بیشتری رشد کنند، فاصله میان درآمد و هزینه روزبهروز بیشتر خواهد شد.
در چنین شرایطی، کارگری که تمام ماه را برای دریافت حداقل حقوق کار میکند، نهتنها امکان سرمایهگذاری و حفظ ارزش درآمد خود را ندارد، بلکه بخش قابل توجهی از درآمدش صرف هزینههای ضروری زندگی میشود.
مرز ۲۱ میلیون تومانی طلا، دلار ۱۹۲ هزار تومانی و سکه ۲۰۸ میلیون تومانی، یک پیام روشن برای بازار کار دارد: اگر دستمزد فقط روی کاغذ افزایش پیدا کند اما از تورم و هزینه واقعی زندگی عقب بماند، فاصله میان «حقوق» و «قدرت خرید» هر روز عمیقتر خواهد شد.
حالا پرسش مهم این است: با ادامه این روند، دستمزد کارگران تا چه زمانی میتواند پاسخگوی هزینههای واقعی زندگی باشد؟
دیدگاهتان را بنویسید