استخوانهایی که زیر چرخ تورم خرد میشوند/ کارگر نه جلسه میخواهد نه وعده، او نان میخواهد
علیرضا عالش زاده نوشت: در سرزمینی که آفتابش هم انگار با هزینه میتابد، کارگر دیگر نه نان دارد، نه خواب، نه امید.
تورم مثل غولی بیرحم، هر روز سفرههای کوچکشان را کوچکتر میکند و استخوان هایشان را یکییکی زیر چرخهای بیتدبیری له میکند.
آیا صدای نالهی کارگری را شنیدهاید؟
مسئولان محترم!
شما که با حقوقهای نجومی، خودروهای شاسیبلند و جلسات پر از چای و بینتیجه، از پنجرههای دوجداره به خیابان نگاه میکنید، آیا صدای نالهی کارگری را شنیدهاید که برای خرید یک کیلو گوشت، باید دو هفته نان خشک بخورد؟
کارگری تعریف میکرد که برای فرزندش کفش نخریده، چون باید قبض برق را میداد. بعد با خندهای تلخ گفت: خوشبختانه بچهم هنوز یاد نگرفته راه بره، فعلاً پابرهنه مشکلی نیست!
کارگر، ستون اقتصاد است، نه قربانی بیتدبیری
این درد، شوخی نیست. این فاجعهایست که با لبخندهای مصنوعی در تلویزیون و وعدههای بیسرانجام در تریبونها درمان نمیشود.
کارگر، ستون اقتصاد است، نه قربانی بیتدبیری. اگر قرار است اصلاحی صورت گیرد، از بالا شروع کنید. از حقوقهای بیحساب، از رانتهای بیپایان، از مدیرانی که فقط بلدند جلسه برگزار کنند.
کارگر نه جلسه میخواهد، نه وعده. او نان میخواهد
کارگر نه جلسه میخواهد، نه وعده. او نان میخواهد، امنیت میخواهد، احترام میخواهد. و اگر گوش شنوایی نیست، لااقل چشم بینایی باشد تا ببینید استخوانهایی که زیر بار تورم خرد میشوند، روزی ستونهای همین کشور بودند.
دیدگاهتان را بنویسید