عامل ناترازی آب در استان خوزستان
دکتر احسانی متین متخصص حوضه درباره عوامل ناترازی آب در استان خوزستان نوشتند:
ناترازی آب در خوزستان نتیجه چند عامل طبیعی و انسانیِ همزمان است که کمآبی، شورشدن آب و افت کیفیت منابع را تشدید کردهاند. عوامل موثر بر ناترازی آب در خوزستان عبارتند از:
۱. کاهش بارش و وقوع خشکسالیهای پیدرپی
در دو دههی اخیر، میانگین بارش سالانه در حوضههای آبریز کارون، کرخه و مارون کاهش قابلتوجهی داشته است. بررسیهای اقلیمی نشان میدهد که الگوی بارش از بارشهای گسترده و طولانیمدت به بارشهای کوتاهمدت و پراکنده تغییر یافته است. این موضوع منجر به کاهش جریان رودخانهها و کاهش تغذیه آبهای زیرزمینی شده است. از سوی دیگر، دمای هوا در خوزستان به طور میانگین بین ۱ تا ۱.۵ درجه افزایش یافته است که موجب افزایش تبخیر و تعرق و در نتیجه کاهش آب در دسترس میشود.
در سالهایی مانند ۱۳۹۷، ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ خشکسالیهای شدید، حجم مخازن سدها را به پایینترین سطح در دهههای اخیر رساندهاند. بنابراین کاهش بارش و وقوع خشکسالیهای پیدرپی موجب کاهش ورودی آب به سامانههای سطحی و زیرزمینی و تشدید ناترازی بین عرضه و تقاضا شده است.
۲. سدسازی گسترده و اثرات جانبی آن
در استان خوزستان و حوضههای بالادست آن، بیش از ۱۰ سد بزرگ احداث شده است (از جمله سدهای کارون ۱ تا ۴، کرخه، دز و گتوند). اگرچه هدف اولیهی این سدها کنترل سیلاب و تأمین برق بوده است، اما ساختوساز گستردهی آنها تغییرات چشمگیری در رژیم طبیعی جریان رودخانهها ایجاد کرده است.
در برخی موارد، طراحی یا جانمایی نامناسب سدها اثرات منفی بهدنبال داشته است. مثال بارز، سد گتوند است که بهدلیل تماس مخزن با لایههای نمکی سازند گچساران، موجب افزایش شوری آب رودخانه کارون در پاییندست شد. سدسازی همچنین باعث کاهش ورود آب شیرین به تالابها (مثل هورالعظیم و شادگان) شده و اکوسیستمهای وابسته به این پهنهها را تهدید کرده است. بنابراین سدسازی موجب تغییر در تعادل هیدرولوژیک طبیعی، افزایش تبخیر مخازن و افت کیفیت آب شده است.
۳. انتقال آب بینحوضهای از سرشاخههای کارون
پروژههای انتقال آب از سرشاخههای کارون به حوضههای زایندهرود، قم و فلات مرکزی ایران از دهه ۱۳۶۰ آغاز شد (مانند تونلهای کوهرنگ ۱، ۲ و ۳، و طرحهای در دست احداث نظیر بهشتآباد). این انتقالها سالانه صدها میلیون مترمکعب آب را از حوضه کارون خارج کرده و ورودی به سدهای خوزستان را کاهش میدهد. در نتیجه، حجم آب قابلتخصیص برای شرب، کشاورزی و محیط زیست در پاییندست کاهش یافته و در سالهای خشک، رقابت بین بخشها افزایش مییابد. بنابراین انتقال آب بینحوضهای موجب کاهش ورودی طبیعی به خوزستان و تشدید ناترازی ساختاری آب شده است.
۴. الگوی ناپایدار کشاورزی و مصرف بیش از ظرفیت
بیش از ۸۰٪ از آب مصرفی خوزستان در بخش کشاورزی استفاده میشود. با این حال، الگوی کشت در بسیاری از مناطق با اقلیم نیمهخشک استان سازگار نیست. کشت محصولاتی مانند برنج، نیشکر و ذرت که نیاز آبی بسیار بالایی دارند، فشار زیادی بر منابع آبی وارد کرده است. از طرف دیگر، راندمان آبیاری در بخش کشاورزی پایین است (در حدود ۳۰–۴۰٪) و بخش زیادی از آب در اثر تبخیر یا نفوذ عمیق از دست میرود. عدم آموزش کافی، نبود فناوریهای نوین آبیاری و سیاستهای حمایتی نادرست (مانند تضمین خرید محصولات پرآببر) موجب تداوم این الگو شده است. بنابراین این عامل موجب مصرف بیش از ظرفیت تجدید منابع آبی و افزایش شکاف بین عرضه و تقاضا شده است.
۵. مدیریت ناکارآمد منابع آب و نبود رویکرد حوضهای
مدیریت منابع آب در خوزستان عمدتاً بهصورت بخشی و بدون هماهنگی بین دستگاههای اجرایی (وزارت نیرو، جهاد کشاورزی، محیط زیست، صنایع و شهرداریها) انجام میشود. نبود نظام تخصیص علمی و شفاف، اجرای طرحهای توسعهای بدون ارزیابی محیطزیستی و کمتوجهی به حقآبه تالابها از جمله مشکلات ساختاری هستند. در بسیاری از سالها، تصمیمگیریهای کوتاهمدت (مثلاً باز کردن یا بستن دریچه سدها برای اهداف سیاسی یا اجتماعی) موجب بینظمی در رژیم جریان شده است. بنابراین مدیریت ناکارآمد منابع آب و نبود رویکرد حوضهای موجب عدم تعادل پایدار در مدیریت آب و تضاد منافع میان بخشها و مناطق شده است.
۶. بهرهبرداری بیش از حد از منابع آب زیرزمینی
در بسیاری از دشتهای خوزستان مانند اهواز، شوشتر، رامهرمز و بهبهان، تعداد چاههای عمیق و نیمهعمیق در دو دهه اخیر چند برابر شده است. برداشت بیرویه برای آبیاری و مصارف صنعتی باعث افت سطح ایستابی، کاهش دبی چاهها و در مواردی شور شدن آب زیرزمینی شده است. افزون بر این، کاهش تغذیه از بارش و رودخانهها موجب شده سفرههای زیرزمینی دیگر توان بازیابی خود را نداشته باشند. بنابراین بهرهبرداری بیش از حد از منابع آب زیرزمینی موجب افت بلندمدت منابع زیرزمینی و وابستگی خطرناک به منابع تجدیدناپذیر شده است.
۷. آلودگی و شوری منابع آب
ورود پسابهای شهری، صنعتی و کشاورزی به رودخانههای کارون، دز و کرخه باعث افت کیفیت آب شده است. در برخی مناطق پاییندست، شوری آب به حدی افزایش یافته که برای آبیاری یا شرب قابل استفاده نیست. علاوه بر آن، استفاده از زهآبهای شور کشاورزی، نفوذ پساب نیشکر و پسماندهای نفتی موجب تجمع املاح و فلزات سنگین در خاک و آب شده است. بنابراین آلودگی و شوری منابع آب موجب کاهش کیفیت آب قابلاستفاده و افزایش فشار بر منابع شیرین شده است.
۸. تغییر اقلیم و افزایش دما
طبق دادههای سازمان هواشناسی و گزارشهای IPCC، مناطق جنوب غرب ایران از جمله خوزستان جزو نواحی حساس به گرمایش جهانی هستند. افزایش میانگین دما، کاهش رطوبت نسبی و افزایش طول دورههای خشک، تبخیر سطحی را در مخازن، مزارع و تالابها تا بیش از ۲۰٪ افزایش داده است.
همچنین فراوانی رخداد پدیدههای حدی مانند گرد و غبار، موج گرما و خشکسالی افزایش یافته که هر سه مستقیماً بر چرخه آب اثرگذارند. بنابراین تغییر اقلیم موجب کاهش بارش مؤثر، افزایش تبخیر و ناپایداری الگوهای تأمین آب شده است.
۹. رشد جمعیت، توسعه صنعتی و افزایش تقاضا
رشد جمعیت شهری، توسعه صنایع بزرگ مانند فولاد، پتروشیمی و پالایشگاهها، و گسترش سکونتگاههای غیررسمی مصرف آب را بهشدت افزایش داده است. در شهرهایی چون اهواز، آبادان و ماهشهر، تقاضای آب صنعتی و شرب از منابع سطحی و زیرزمینی بهطور همزمان تأمین میشود و در دورههای کمآبی رقابت شدیدی بین بخشها ایجاد میشود. در بسیاری از مناطق، زیرساختهای تصفیه و بازچرخانی پساب نیز توسعه نیافتهاند. بنابراین رشد جمعیت، توسعه صنعتی و افزایش تقاضا موجب افزایش فشار بر شبکههای تأمین و تشدید ناترازی آب شهری و صنعتی شده است.
۱۰. تخریب اکوسیستمها و تالابهای طبیعی
تالابهای شادگان، هورالعظیم و میانگران در دهههای اخیر با کاهش شدید سطح آب و افزایش شوری روبهرو شدهاند. کاهش حقآبه زیستمحیطی و انسداد جریانهای فصلی باعث از بین رفتن عملکرد طبیعی این تالابها به عنوان “تنظیمکنندههای طبیعی آب” شده است. از بین رفتن پوشش گیاهی و رسوبگذاری نیز توان خودپالایی اکوسیستم را کاهش داده است. بنابراین تخریب اکوسیستمها و تالابهای طبیعی موجب حذف نقشهای طبیعی در ذخیره، تصفیه و تنظیم آب و افزایش شدت ناترازی شده است.
بطور کلی ناترازی آب در خوزستان ترکیبی از عوامل طبیعی (خشکسالی و اقلیم) و انسانساخت (مدیریت، انتقال و الگوی مصرف) است. در واقع، حتی اگر اقلیم به شرایط گذشته بازگردد، به دلیل فشار انسانی و ساختاری، تراز منابع آبی همچنان منفی باقی میماند مگر اصلاحات مدیریتی و زیستمحیطی انجام شود.
دیدگاهتان را بنویسید