1405-07-13 | 12:34
43643
0

گلپور فعال کارگری: مرثیه‌ای برای سندیکالیسم دولتی؛ وقتی بقای صندلی‌ها بر خاکستر جان و نان کارگران بنا می‌شود!

خانم گلپور، فعال کارگری، با انتقاد از اطلاعیه خانه کارگر در حمایت از وزیر کار، عملکرد وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی را در زمینه دستمزد، ایمنی کارگران، سامانه جامع روابط کار، تأمین اجتماعی و حقوق بازماندگان مورد انتقاد قرار داد و استیضاح وزیر را فرصتی برای پاسخگویی درباره مطالبات کارگران و بازنشستگان دانست.

یک فعال کارگری در واکنش به اطلاعیه تشکیلات مرکزی خانه کارگر در حمایت از وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، با انتقاد از وضعیت معیشتی، ایمنی، دستمزد و حقوق رفاهی کارگران و بازنشستگان، عملکرد این وزارتخانه را مورد پرسش قرار داد و تأکید کرد که استیضاح وزیر کار می‌تواند فرصتی برای پاسخگویی درباره مطالبات میلیون‌ها کارگر و بازنشسته باشد.

(پاسخی صریح به اطلاعیه تشکیلات مرکزی خانه کارگر در توجیه ناکارآمدی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی)

بیانیه خانه کارگر در دفاع از وزیر کار، دل هر کارگری را که این روزها زیر بار گرانی، بی‌پناهی و بی‌ایمنی کمر خم کرده، به درد می‌آورد.

آقایان نشسته‌اند پشت میز و بیانیه می‌دهند که “ثبات را به هم نزنید!”؛ اما کارگری که امروز سر شیفت می‌رود و نمی‌داند شب جنازه‌اش به خانه برمی‌گردد یا خودش، چه ثباتی دارد؟ کارگری که با حقوق نصف ماه هم نمی‌تواند شکم بچه‌اش را سیر کند، چه ثباتی دارد؟
بیایید بی‌پرده بگویید از چه چیزی دارید دفاع می‌کنید؟

این بیانیه اخیر تشکیلات مرکزی خانه کارگر در تطهیر کارنامه وزارت کار و نامیدن استیضاح به عنوان «برهم‌زننده ثبات»، تیر خلاصی به اعتماد جامعه کارگری نسبت به ادعای استقلال تشکل‌های سنتی بود. این بیانیه نه مانیفست دفاع از کارگر، بلکه یک «سپر دفاعی حزبی» برای حفظ وضع موجود است. باید از نویسندگان این اطلاعیه پرسید: دقیقاً از کدام «ثبات» و کدام «پویایی در روابط کار» دفاع می‌کنید؟ بیایید این ثبات ادعایی را روی میز واقعیت کالبدشکافی کنیم:

۱. خاکستر شدن تاریخچه دادخواهی کارگران؛ فاجعه نابودی «سامانه جامع روابط کار»

شما از دستاورد در حوزه روابط کار سخن می‌گویید؛ اما بگویید کجای دنیا نابودی بی‌بازگشت «سامانه جامع روابط کار» و نداشتن حتی یک نسخه پشتیبان (Backup) از پرونده‌ها، اسناد شکایات، سوابق مزدی و قراردادهای میلیون‌ها کارگر، نشانه ثبات مدیریتی است؟!

در دوره مدیریت فعلی، «دیجیتال‌سوزیِ مدرن» رخ داده است؛ کارگری که برای گرفتن حق سنوات و بیمه‌اش ماه‌ها در راهروهای مراجع حل اختلاف دویده بود، امروز با سامانه‌ای مواجه شده که حافظه‌اش پاک شده و دادخواهی او به نقطه صفر بازگشته است. آیا تباه کردن امن‌ترین مرجع ثبتی مطالبات جامعه کارگری، مصداق اصلاح تدریجی است یا نماد بارز بی‌کفایتی سیستماتیک؟!

۲. تبدیل کارگاه‌ها و معادن به «مسلخ انسانی» زیر سایه تعلیق بازرسی کار

آیا سکوت در برابر «تراژدی انسان‌کُشی ناشی از کار» هم بخشی از تفاهم شما با وزارتخانه است؟ کارگران ما امروز در عمق تاریک معادن و پای کوره‌های ذوب، به جای تجهیزات ایمنی استاندارد و گازسنج، جانِ عزیزشان را گرو می‌گذارند.
● کشته شدن دسته‌جمعی و فوج‌فوج کارگران در معادن و کارخانجات، «حادثه» نیست؛ بلکه «قتل شبه‌عمد ناشی از ترک فعل نظارتی» است.
● بازرسی کار عملاً به یک فرمالیته اداری تقلیل یافته و مقاوله‌نامه ۱۵۵ سازمان بین‌المللی کار (ایمنی و بهداشت شغلی) روی کاغذ خاک می‌خورد.
چگونه می‌توان از وزارتخانه‌ای که نتوانسته بدیهی‌ترین حق کارگر یعنی «حق بر حیات» و بازگشت سالم به خانه را تأمین کند، دفاع صنفی کرد؟!

۳. سرکوب ساختاری مزد و کُمای تحمیلی به شورای عالی کار

در شرایطی که تورم افسارگسیخته استخوان کارگران را خرد کرده، وزارت کار حتی حاضر به تشکیل جلسات منظم شورای عالی کار برای اجرای بندهای صریح ماده ۴۱ قانون کار (ترمیم مزد متناسب با نرخ تورم و سبد معیشت واقعی) نیست.
شما دفاع از وزیری را توجیه می‌کنید که فلسفه سه‌جانبه‌گرایی را به یک «تک‌گویی دولتی-کارفرمایی» تبدیل کرده و مطالبات مزدی را در بایگانی معطل نگه داشته است. آیا ندیدن دستمزد زیر ۱۰۰ دلاری که کفاف هزینه ۱۰ روز زندگی کارگر را هم نمی‌دهد، رسم نمایندگی کارگری است؟

۴. تاراج خاموش در حیاط‌خلوت «شستا» و گروگان‌گیری منابع بین‌نسلی

تفکیک تعمدیِ فجایع مدیریتی صندوق‌ها و شستا از معیشت کارگران در بیانیه شما، یک فرار رو به جلو است. شستا قلک سیاسیون نیست؛ ذخیره قطره‌قطره عرق جبین کارگران است. وقتی ناکارآمدی و انتصابات مبهم، منابع تأمین اجتماعی را می‌بلعد و مستمری‌بگیر بازنشسته برای یک وام جزئی یا درمان رایگان (موضوع الزام قانون تأمین اجتماعی) تحقیر می‌شود، استیضاح تنها کورسوی امید برای پایان دادن به این «تاراج ساختارمند»است.
خانم گلپور فعال کارگری: ۵. دستبرد به مستمری ایتام و بیوه‌زنان؛ حذف غیرقانونی حق عائله‌مندی از حقوق بازماندگان متوفی!

آقایان مدافعِ «ثبات»! کجای دنیا اصلاحات رفاهی با دست‌اندازی به سفره بی‌پناه‌ترین افراد بازمانده آغاز می‌شود؟!

در دوره مدیریت همین وزارتخانه‌ای که نگران صندلی ریاستش شده‌اید، سازمان تأمین اجتماعی در اقدامی ظالمانه و خلاف اصول حمایتی بیمه‌ای، حق عائله‌مندی مستمری‌بگیر متوفی را از حقوق ورثه و بازماندگان حذف کرده است!

یعنی همسر بازمانده و فرزندان یتیمی که نان‌آور خود را از دست داده‌اند و تنها تکیه‌گاه معیشتی‌شان همان آب‌باریکه مستمری است، باید تاوان کسری منابع و ناترازی ناشی از سوءمدیریت شستا و صندوق‌ها را بدهند!

سندیکای واقعی باید در برابر این دستبرد آشکار به حقوق قانونی همسران بازمانده و فرزندان متوفی فریاد واویلتا سر می‌داد، نه اینکه چشمانش را روی سفره خالی بازماندگان ببندد و برای ماندن وزیر دست‌افشانی کند. آیا کم کردن از مستمری ورثه، نشانه پویایی وزارت کار است یا نماد عریان بی‌رحمی مدیریتی در حق ضعیف‌ترین حلقه‌های جامعه؟!

گلپور فعال کارگری: سخن آخر با وکلای خودخوانده طبقه کارگر:
کارگر ایرانی امروز نان به نرخ روز نمی‌خورد که تشکلش بیانیه به نرخ روز صادر کند!
اگر دفاع از وزارتخانه‌ای که ثمره‌اش «سامانه بربادرفته، جان‌های بی‌ارزش‌شده در حوادث کار، سفره‌های تهی‌شده از پروتئین و صندوق‌های رو به ورشکستگی» است مأموریت شماست، بپذیرید که دیگر نه وکیل کارگران، بلکه کارگزار قدرتید.

استیضاح در صحن علنی مجلس، حداقل پاسخگویی در برابر خیل عظیم جمعیت میلیونی کارگران و بازنشستگانی است که صدایشان در هیاهوی این بده‌بستان‌های سیاسی شنیده نشد. اجازه دهید نمایندگان مردم پرده از این ناکارآمدی‌ها بردارند؛ چرا که کارگران چیزی برای باختن ندارند، اما صندلی‌نشینان چرا!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *