1405-07-12 | 10:03
43565
0

هشدار جدی گلپور: اگر دستمزد واقعی نشود، فاتحه صنعت را بخوانید/ افزایش درصدی مزد یک فریب ریاضی کثیف است

اگر نقدینگی ندارید، کارگر را در مالکیت و سود شریک کنید! (سهام‌داری کارگری): آقایان مدام بهانه می‌آورند که نقدینگی نداریم و افزایش مزد کمر تولید را می‌شکند. بسیار خب! اگر پول نقد ندارید، وقت آن رسیده که انحصار سرمایه شکسته شود: کارگر را سهام‌دار کارخانه کنید! کارگر را در سود خالص نهایی شریک کنید.

فعال کارگری، با انتقاد از رویکردهای موجود در تعیین دستمزد کارگران، گفت: تکیه بر درصدهای افزایش مزد دیگر پاسخگوی واقعیت‌های معیشتی کارگران نیست و باید به جای بازی با درصدها، «عدد واقعی سبد زیست آبرومند» مبنای تعیین دستمزد قرار گیرد.

کارگر ۲۴؛ سمیه گلپور در ادامه با تشریح ابعاد مختلف بحران دستمزد و معیشت کارگران، به پنج موضوع مهم اشاره کرد؛ از کاهش توان معیشتی و فرسودگی نیروی کار گرفته تا انتقال هزینه‌های اقتصادی به کارگران، کاهش قدرت خرید و تقاضا، ناکارآمدی افزایش‌های درصدی مزد و ضرورت سهام‌دار شدن کارگران و مشارکت آنان در سود بنگاه‌ها.

۱. استهلاک بیولوژیک کارگر به جای مهار تورم

دولت ناتوانی خود در مهار دلار و جبران کسری بودجه ناشی از چاپ پول را دارد از طریق «مستهلک کردن جسم و جان نیروی کار» تسویه می‌کند. وقتی کالری دریافتی کارگر سقوط می‌کند و مجبور است در ۲۴ ساعت دو شیفت و نیم جان بکند، یعنی سرمایه انسانی کشور دارد مثل آهن‌پاره اسقاط می‌شود. نام این تولید ارزان نیست؛ غارت بیولوژیک انسان است.

۲. یارانه‌دهی معکوس؛ کارگر اسپانسر کارفرما و دولت شده است

در کجای علم اقتصاد، ضعیف‌ترین قشر جامعه باید سوبسید ثروتمندترین‌ها را بدهد؟! کارگر ایرانی امروز از جیب خود، از خوراک زن و بچه‌اش و از سلامت آینده‌اش مایه می‌گذارد تا کارفرما با رانت انرژی و نیروی کار مفت، سودهای نجومی شناسایی کند و دولت پز تثبیت هزینه‌ها را بدهد. کارگر رسماً اسپانسر مجانی صنعت و پوشش شکست‌های پولی دولت شده است.

۳. سکته در تقاضا و فرار مغزهای یدی

صاحبان سرمایه فکر کردند با سرکوب مزد زرنگی کرده‌اند، اما امروز در تله خودشان افتاده‌اند. امروز کارخانه‌ها برای چه کسی تولید می‌کنند؟ برای مریخ؟! وقتی دستمزد کارگر را حذف می‌کنید، تقاضای بازار را اعدام کرده‌اید و کالاهایتان روی دست‌تان باد می‌کند. نتیجه‌اش شده فرار تکنسین‌های ماهر به کشورهای همسایه و کوچ کارگران به مشاغل واسطه‌گری و کاذب. کارگر خط تولید را تحریم کرده است.

۴. خط بطلان بر بازی درصدها و شعبده حسابداری

افزایش درصدی مزد یک فریب ریاضی کثیف است. ۲۰ درصد افزایش حقوق برای یک مدیر، پول تفریح ماهانه‌اش است، اما برای کارگری که کف حقوق را می‌گیرد پول خرید دو شانه تخم‌مرغ هم نیست! ماده ۴۱ شوخی‌بردار نیست؛ درصدها باید کنار بروند و عدد مطلق سبد زیست آبرومند مبنا قرار بگیرد.

۵. شلیک نهایی

اگر نقدینگی ندارید، کارگر را در مالکیت و سود شریک کنید! (سهام‌داری کارگری): آقایان مدام بهانه می‌آورند که نقدینگی نداریم و افزایش مزد کمر تولید را می‌شکند. بسیار خب! اگر پول نقد ندارید، وقت آن رسیده که انحصار سرمایه شکسته شود: کارگر را سهام‌دار کارخانه کنید! کارگر را در سود خالص نهایی شریک کنید.

چطور وقتی پای تورم، خوابیدن خط، بی‌پولی و مالیات در میان است، کارگر شریکِ اولِ بدبختی‌های کارگاه است، اما وقتی پای سودهای صددرصدی و تجدید ارزیابی دارایی‌ها وسط می‌آید، کارگر یک غریبه است؟! اگر ادعای تولید ملی و عدالت صنعتی دارید، بخشی از سهام مدیریتی و سود بنگاه‌ها را به خود کارگرانی واگذار کنید که با خون و عرق‌شان چرخ آن را می‌چرخانند. آن‌وقت خواهید دید که بهره‌وری چگونه منفجر می‌شود.

جمع‌بندی من خطاب به دولت و شورای عالی کار روشن است: دوران التماس برای ریال‌های بی‌ارزش تمام شده است. اگر دستمزد را به خط واقعی معیشت نرسانید و سهم واقعی کارگر از کیک اقتصاد و مالکیت را ندهید، باید فاتحه صنعت، بهره‌وری و انگیزه کار در این کشور را بخوانید.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *