1405-06-31 | 13:46
43184
0

پنجاه‌وسه چراغ خاموش در خاک؛ هشداری برای هزاران کارگاهِ بی‌سپر

سمیه گلپور، فعال کارگری در رسانه کارگر ۲۴ نوشت: دو سال گذشت؛ هفتصد و سی روز از شبی که زمینِ تفتیدهٔ طبس، دهان گشود و نجیب‌ترین فرزندانِ این خاک را در عمق صدها متری، در ازدحام غلیظ و بی‌رحم گاز متان به کام نیستی کشید.

برای تقویم‌ها، ۳۱ شهریور شاید تنها ورق خوردنِ یک تاریخ باشد؛ اما برای دل‌های سوختهٔ جامعهٔ کارگری و برای کودکانی که هنوز تصویر پدر را در قاب عکس‌های خاک‌گرفته جست‌وجو می‌کنند، این دو سال یک شبِ ممتد و تاریک بوده است.

اشک‌هایی که در خاک سیاه معدن چکید، پاک‌شدنی نیست؛ چراکه در آن دوزخِ خاموش، تنها ۵۳ انسان نمردند، بلکه کرامتِ کارگری و حرمتِ جانِ نان‌آور به مسلخ رفت.

در همان روزهای نخستینِ خاکستر شدنِ طبس، رهبر شهید انقلاب در پیامی کوتاه اما پرمعنا و هشداردهنده، خطِ مشی را برای همه مشخص کردند؛ آنجا که صراحتاً به مسئولان و امدادگران تأکید فرمودند: «برای کاهش ابعاد این مصیبت، هر اقدام لازم را انجام دهند.»

امروز در دومین سالگرد این داغ جان‌سوز، باید با چشمانی اشک‌بار اما زبانی حق‌طلب رو به مسئولان ایستاد و پرسید: معنای «اقدام لازم» چه بود؟
آیا اقدام لازم، امضایِ چراغ‌خاموشِ مصوبه‌ای بود که «گواهی صلاحیت ایمنی» را از پیش‌پای پیمانکاران در مناقصات دولتی برداشت؟ آیا اقدام لازم این بود که سدّ دفاعی کارگر—یعنی همان برگهٔ سنجش ایمنی—به بهانهٔ موهومِ «تسهیل کسب‌وکار» شکسته شود تا جان کارگر، پیش‌مرگِ سوداگریِ برندگان مناقصات شود؟

دردِ امروز ما تنها مرثیه‌سرایی برای آن ۵۳ مزار غریب نیست؛ هراسِ سهمگین ما از «فردا» است. درد اینجاست که امروز صدها معدن تاریک، هزاران کارخانه و ده‌ها هزار کارگاه ساختمانی و صنعتی در سراسر این پهنه، به دست پیمانکارانی افتاده که بدون کمترین ارزیابی و بدون اخذ صلاحیت ایمنی، برندهٔ مناقصات شده‌اند!

این کارگاه‌ها امروز بمب‌های ساعتیِ متحرکی هستند که در سکوت، آبستنِ ضجه‌های فردای مادران و همسران کارگری‌اند. وقتی نظارت ایمنی پیشینی را ذبح می‌کنید، در واقع سندِ قربانی شدن ۱۰ هزار نیروی مولد کشور در سال را امضا کرده‌اید.(آمار وزارت بهداشت در سال ۱۴۰۴)

چگونه شب‌ها سر بر بالین می‌گذارید وقتی می‌دانید در همین لحظه، کارگری در عمق یک چاه یا بر فراز یک داربست، بی‌هیچ سپرِ حفاظتی، در کارگاهی نفس می‌کشد که صلاحیت ایمنی پیمانکارش هرگز سنجیده نشده است؟

ما از یاد نبرده‌ایم نفس‌های به شماره افتادهٔ کارگران طبس را در آن دخمه‌های بی‌پنجره. ما خاکِ پاک آن ۵۳ عزیزِ پرکشیده را توتیای چشم می‌کنیم و اجازه نخواهیم داد خون آنان پایمالِ مصلحت‌اندیشی‌های بی‌مایه شود.

کمیسیون اصل نود، دستگاه قضا و ارکان نظارتی کشور باید پاسخ دهند که چرا دستور حاکمیتی برای «اقدام لازم جهت کاهش ابعاد مصیبت» بر زمین ماند و به جای بستن گلوگاه‌های خطر، با لغو صلاحیت ایمنی، مسیر خطر هموارتر شد؟

داغِ طبس، خونی است که بر پیشانیِ مناسبات ناعادلانهٔ کار نشسته و تا زمانی که بندهایِ آن مصوبهٔ خطرناک باطل نگردد و جان کارگر به امن‌ترین گوهرِ این سرزمین بدل نشود، این عزا تمام نخواهد شد.

سلام بر دست‌های پینه‌بسته‌ای که بوی نان می‌دادند و در آغوش زمین آرام گرفتند؛ و وای بر دست‌هایی که با قلم‌های ناایمن، سایهٔ مرگ را بر سرِ کارگران مستدام می‌کنند…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *