آقای بابایی کارنامی! دقیقاً پایان کدام سال؟ کارگران شرکتی تا کی باید منتظر بمانند؟
به خدا بس است! این همه سال انتظار، این همه وعده و این همه بلاتکلیفی برای کارگرانی که بار سنگین کار را بر دوش میکشند، کافی نیست؟
کارگر ۲۴ – آقای بابایی کارنامی! سالهاست که کارگران شرکتی همین جمله را از شما و همکارانتان میشنوند؛ «تا پایان سال وضعیت نیروهای شرکتی تعیینتکلیف میشود!» اما سؤال ساده و بیپاسخ کارگران این است: دقیقاً پایان کدام سال؟
چند سال دیگر باید بگذرد تا وعده تعیینتکلیف نیروهای شرکتی از مرحله حرف و مصاحبه عبور کند و به یک تصمیم واقعی و اجرایی تبدیل شود؟ چند بار دیگر باید به کارگرانی که با هزار امید چشم به سخنان مسئولان دوختهاند، وعده پایان سال بدهید؟
آقای بابایی کارنامی رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی! کارگران شرکتی سالهاست در بلاتکلیفی زندگی میکنند. هر روز سر کار میروند، عرق میریزند، چرخ کارخانهها و دستگاههای اجرایی را میچرخانند و در ساختن و آبادانی این کشور سهم دارند؛ اما وقتی نوبت به امنیت شغلی، تعیینتکلیف وضعیت استخدامی و برخورداری از آیندهای روشن میرسد، باز هم باید منتظر بمانند و وعده بشنوند.
شما و همکارانتان بارها از پیگیری این موضوع سخن گفتهاید. اما کارگر با وعده زندگی نمیکند! کارگر به امنیت شغلی نیاز دارد، به تصمیمی روشن نیاز دارد، به قانونی که اجرا شود نیاز دارد؛ نه به تکرار جملهای که سالهاست شنیده و هنوز نتیجه ملموسی از آن ندیده است.
آقای بابایی کارنامی! این وعدههای تکراری قرار است چه زمانی به پایان برسد؟ چرا هر بار که صحبت از نیروهای شرکتی میشود، باز هم پای «پایان سال» به میان میآید؟ مگر چند سال باید پایان سال برسد و بگذرد تا تکلیف این کارگران روشن شود؟
این شیوه وعده دادن، نه اعتماد کارگران را بیشتر میکند و نه مسئولان را نزد جامعه کارگری محبوبتر میسازد؛ برعکس، هر وعدهای که بدون نتیجه بماند، بخشی از اعتماد از دسترفته را کمتر میکند و بر ناامیدی کارگران میافزاید.
آقایان مسئول! کارگران شرکتی را با وعدههای تکراری سرگرم نکنید. این کارگران ابزار تبلیغات و تیترهای خبری نیستند؛ انسانهایی هستند که با حقوق و آینده شغلی خود زندگی میکنند، خانواده دارند، اجارهخانه میدهند و هر روز با نگرانی فردای خود را میگذرانند.
آیا عدالت همین است؟ آیا خدمت به کارگرانی که خودشان سازندگان این کشور هستند، یعنی سالها انتظار و شنیدن وعدههایی که زمان تحققشان معلوم نیست؟
آقای بابایی کارنامی! اگر واقعاً ارادهای برای تعیینتکلیف نیروهای شرکتی وجود دارد، بهجای تکرار وعده «تا پایان سال»، زمانبندی دقیق، تصمیم مشخص و برنامه اجرایی ارائه دهید. کارگران دیگر از شنیدن وعده خسته شدهاند؛ آنها نتیجه میخواهند.
به خدا بس است! این همه سال انتظار، این همه وعده و این همه بلاتکلیفی برای کارگرانی که بار سنگین کار را بر دوش میکشند، کافی نیست؟
کارگران شرکتی حق دارند بپرسند: اگر قرار است وضعیتشان تعیینتکلیف شود، چرا هنوز باید منتظر بمانند؟ اگر تصمیمی در راه است، چرا جزئیات روشن و زمان اجرای آن اعلام نمیشود؟
کارگر ۲۴ تأکید میکند: کارگران شرکتی دیگر وعده تازه نمیخواهند؛ آنها پایان بلاتکلیفی را میخواهند. پایان واقعی، نه پایان سالی دیگر در تقویم وعدهها!
دیدگاهتان را بنویسید