خط قرمزتان کجاست آقای محمدی؟ ۷ ماه گذشت، معوقات بازنشستگان پرداخت نشد!/ از خواب بیدار شوید!
کارگر ۲۴ – هفت ماه از سال گذشته؛ معوقات پرداخت نشده، قدرت خرید آب رفته و بازنشستگان همچنان میان هزینههای زندگی، درمان و بیمه تکمیلی گرفتارند. در چنین شرایطی، سخن گفتن از «خط قرمز معیشت» برای بازنشستهای که هر روز بخش بیشتری از سفرهاش را از دست میدهد، چه معنایی دارد؟
آقای غلامحسین محمدی، سرپرست سازمان تأمیناجتماعی! شما میگویید معیشت و درمان بازنشستگان، مستمریبگیران و بیمهپردازان تا اطلاع ثانوی خط قرمز سازمان است و در این زمینه با جدیت عمل خواهید کرد؛ اما سؤال اینجاست: این خط قرمز دقیقاً کجاست و چه زمانی قرار است اثر آن در زندگی مردم دیده شود؟
هفت ماه از سال گذشته است؛ اما معوقات همچنان پرداخت نشدهاند. مبالغی که در روزهای نخست هم در برابر موج گرانیها رقم بزرگی نبودند، حالا با گذشت ماهها و کاهش ارزش پول، بخش بیشتری از قدرت خرید خود را از دست دادهاند. بازنشستهای که چشمانتظار همین مبالغ ناچیز است، با وعده و اظهارنظر نمیتواند هزینه دارو، درمان، اجارهخانه و مایحتاج روزانهاش را پرداخت کند.
آقای محمدی! معیشت بازنشسته با جملههای امیدوارکننده حفظ نمیشود؛ با پرداخت بهموقع مطالبات و تصمیمهای عملی حفظ میشود.
از سوی دیگر، مشکلات و سردرگمیهای مربوط به بیمه تکمیلی نیز به دغدغههای بازنشستگان اضافه شده است. کسانی که سالها کار کردهاند و حق بیمه پرداختهاند، امروز برای تأمین هزینههای درمان و پیگیری ابتداییترین حقوق خود باید نگران باشند. مگر میشود درمان، که از اصلیترین نیازهای زندگی است، به منبع اضطراب و بلاتکلیفی تبدیل شود؟
بازنشستهای که تمام عمر خود را کار کرده، نباید در سالهای پایانی زندگی برای خرید دارو، پرداخت هزینه درمان یا تأمین حداقلهای زندگی شرمنده خانوادهاش باشد. نباید هر ماه حساب کند که کدام هزینه را حذف کند تا بتواند هزینه ضروری دیگری را بپردازد. این فقط مسئله اعداد و ارقام نیست؛ مسئله آرامش، کرامت و امنیت زندگی انسانهایی است که سالها چرخ تولید و اقتصاد کشور را چرخاندهاند.
آقای سرپرست! اگر معیشت بازنشستگان خط قرمز است، چرا نتیجه این خط قرمز در سفرههای کوچکشده آنان دیده نمیشود؟ اگر درمان خط قرمز است، چرا بیمهشدگان باید نگران هزینهها و بلاتکلیفیهای درمانی باشند؟
بازنشستگان از سازمان تأمیناجتماعی صدقه نمیخواهند؛ آنان خواهان حقوق و مطالباتی هستند که برای آن سالها حق بیمه پرداختهاند. انتظار دارند مسئولان بهجای تکرار عبارتهای آشنا، زمانبندی روشن، پاسخگویی شفاف و اقدام عملی ارائه کنند.
واقعیت تلخ این است که هر روز تأخیر، برای مدیری که پشت میز نشسته شاید فقط یک روز کاری باشد، اما برای بازنشستهای که با مستمری محدود زندگی میکند، میتواند به معنای حذف یک وعده غذایی بهتر، عقب انداختن درمان یا نگرانی بیشتر برای فردای خانوادهاش باشد.
آقای محمدی! خط قرمز را در سخنرانیها تعریف نکنید؛ آن را در سفره بازنشسته، در داروخانه، در مراکز درمانی و در پرداخت مطالبات معوق نشان دهید. بازنشستگان دیگر به تکرار وعدهها نیازی ندارند؛ آنچه میخواهند، اقدام فوری و نتیجهای ملموس است. زمان آن رسیده که بهجای اعلام خط قرمز، اجازه ندهید معیشت و آرامش این قشر بیش از این زیر فشار گرانی، تأخیر و بلاتکلیفی فرسوده شود.
دیدگاهتان را بنویسید